بازگشت از مشهد

سلام به همه

پس از تحمل یه عالمه ضد حال و سختی آخر یه حال اساسی بهم وارد شد.واقعا دیگه تحمل هیچ کار و ضدحالی رو نداشتم،از همه بدتر اینکه روز شهادت(شهادت امام باقر(ع)) میون این همه فکر و کار و بدبختی موبایلت ویز ویز کنه و  بخواد برات یادآور کارات بشه،اونم چی؟؟ “تولد”! حالا پاشو درستش کن،امروز که شهادته،تولد کجا بوده؟بعد از نیم ساعت کار کشیدن از مخ مبارک فهمیدم که قضیه چیه و اینم ضدحالی دیگر.ای بر پدر و مادرت صلوات!

ولی با همه اینا یه دفعه امام رضا حالی بهمون داد و طلبید.روز عرفه اونجا بودیم،دعا رو هم با استاد انصاریان خوندیم.جای همه دوستان سبز،بسی حال نمودیم.چراغونی و … .شانسمون شب ها خوب خلوت بود.میرفتی خودتو میچسبوندی به ضریح بدون اینکه مزاحم کسی بشی،تا دلت هم می خواست درد و دل می کردی.همه رو از دوست و از دشمن دعا کردم.

چیزی که تا حالا بهش دقت نکرده بودم مدرسه پریزاد بود.یه جور طرحش به آموزش الکترونیکی-اینترنتی می خورد.۲۴ساعت تدریس و بحث،۲۴ساعت آنلاین،پهنای باندشم بد نبود.البته چیزای جالب دیگه ای هم هست که حوصله نوشتن ندارم

روز ۲۱ ام هم برگشتیم.می خواستم چند روز دیگه بمونم واسه نمایشگاه کامپیوتر مشهد(comex 2009) ولی با تعریف هایی که دوستان از الکامپ های استانی کرده بودند و وقتی هم که یاری نمی کرد نشد.

این روزها هم خوش باشیدو تا می تونید از حضرت علی(ع) بگید و بنویسید و بخونید و انتشار بدید.
کتاب شب های پیشاور رو خوندم بد نیست(مناظره است بین شیعه و سنی).متاسفانه کتاب الکترونیکش درست پیدا نمیشه ولی فایل اسکن شدش هست میزارم خواستید دانلود کنید،البته برای دایل-آپ حجمش زیاده،اما یه نسخه html هم هست که خلاصه ای هست از مطالبش که اینم خوبه:

فایل pdf کتاب شب های پیشاور
نسخه html کتاب شب های پیشاور

پیروز باشید…

۲۴ آذر
Powered by Olark