چه می گذرد بر من با اخلاق بعضی افراد!!
سلام.
هنوز وقت نکردم پستی در مورد نمایشگاه کتاب بدم که فردی مرا مجبور به نوشتن کرد!
نوشته هایی که ایشان در مورد من نوشتند رو کاملا کپی می کنم:
به نام خداوندی که به ادم هایش ظرفیت بالا داد و به نام پروردگاری که در مقابل معلومات بی کرانش جنبه ی عظیم داد و مخلوقاتش فهماند که هیچ کس منتهای ابدی نیست و جایز الخطا
در این جا لازم می دانم جریانی بازگو کنم که ممکن است در وقایع زندگی ام ثبت شود :
روزی از روزهای ۱۳۸۹ ادمی … (که امیدوارم هر کس به اندازه شعورش قضاوتش را انجام دهد.)بود در سایت دانشگاه به عنوان ناظر سایت تقریبا کسی که برایش سوالی پیش می امد طبق روال هر جای دیگری از او سوالاتی می کرد.تا در این روز من که برای سیستمی که این ماجرا را پیش اورد سوالی پرسیدم دست بر قضا نام این کامپیوتر را که اشتباه تلفظ کردم اما این شخص به هر دلیلی که بود برروی خودش هم نیاورد اما بعد که تلفظی اشتباه از من سر زد به عنوان هر چیزی که بود برایم متذکر شد و دو واژه را اصلاح کرد.بعد من که کلی جا خورده بودم ……….
با ایشان برخورد نه کاملا جالبی داشتم از ایشان خواستم که از کنار ما برود و وقتی اندکی وضعیت ارام شد به نزدشان رفتم و از برخوردی که داشتم عذرخواهی کردم و بابت سوالاتی که داشتم و ایشان جواب دادند تشکر کردم تااااااااااااااااااااااااااااااااا
شد و عصر همان روز که که کلاسی به عنوان….. داشتیم همگی سر کلاس بودند که اخر کلاسی ایشان(…….. )در جمع به قول خودشان خواستند سوتی ما را لو بدهند که از ایشان خواستم که این امری که در جمع فقط دو یا سه نفری بوده پیش خودشان بماند اما حال فکر می کنید چه اتفاقی افتاد………………………………
از من در خواست شیرینی یا زیرمیزی کردند ما هم کیکی که ساعتی قبلش از بوفه دانشگاه خریداری کرده بودیم را برایشان دادیم با کمال …. میل فرمودند و بعد گفتندکه کم است تا ساعتی دیگه تمام می شود ( یعنی به قول ماکه هر کس به اندازه پولی داده اش می خورد)وناگهان دیدم که می گوید : “جواب کلوخ سنگ است” (یعنی همان جواب سنگ کلوخ است ) خالی از عریضه نیست که ما قبلش به عنوان هر چیزی که بود گفتیم خدا به خانمها نعمتی به عنوان لنگ کفش داده !!!!!!!!!
من که نخواستم ماجرا ادامه دار شود از کلاس به بیرون رفتم اما همین که پایم به بیرون رفته بود شنیدم که می گویند من این ماجرا بر روی سایت خودم منتشرمی کنم من هم که دیدم ماجرا انقدر هم که ارزش داشته باشد نیست گفتم خودم حتما این را تایپ خواهم کرد**امیدوارم که خود به نتیجه رسیده باشید که مثل هر ادم عاقل و همچون حضرت علی خاموش باشید در مقابل حرفها و این را در ذهن خود فرو ببرید که ادمها هیچ وقت کامل نیستند و جایز الخطا**
خب حالا حرفای من
البته اون چند کلمه ای که توپر کردم رو ایشون رنگی کرده بودند که من تو وبلاگم از نوشته رنگی استفاده نمی کنم.
۱٫چه خوب بود اگر ظرفیت بالایی داشت و یه بحث شوخی رو جدی نمی گرفت.
۲٫چه خوب بود جنبش زیاد بود و زود از کوره در نمیرفت.
۳٫انسان ابدی است ولی اذلی نیست.
۴٫انسان جایزالخطا نیست،بلکه ممکن الخطاست.
دلیل اینکه اول رو خودم نیاوردم این بود که نمی خواستم جلو دوستش ضایع بشه،گفتم شاید رودر واسی داره با دوستش،اما بعد از شوخی یا سوتی که دوستش ازش داد،نظرم عوض شد و گفتم الان بهترین موقعیت که اشتباهشو بهش بگم که جلو کس دیگه ای نگه(که اگه مثلا جلو همکلاسی های خودمون می گفت،همه می دونن تا چند ماه دستشش مینداختن)(البته باید بگم بشکنه دستی که نمک نداره،این موضوع به کنار،چقدر سر کلاس از بچه ها خواهش می کنم که وقتی میگه …. نخندن!)البته اصلا برخوردش به من بر نخورد چون خدا رو شکر جنبه شوخی رو دارم و آدم کینه ای نیستم الحمدلله.و عذرخواهی خنده آلود رو هم قبول دارم.
میگن آدم باید جنبه داشته باشه همینه.دوستانی که تا حالا من براشون شیرینی خریدم یا اونا واسه من لطفا بگن که جنبه چیه و کلا وقتی میگی شیرینی بده یعنی داری شوخی می کنی.خب نمی خوام بیشتر توضیح بدم،چون همه می دونن که این حرفا شوخی بود،دوستانی که بودن سر کلاس لطفا بیان بیشتر توضیح بدن.
ناگهان هم ندیدن،در جواب اینکه براتون لنگ کفش می پرونم،خب از قدیم مونده که جواب کلوخ سنگه! و اما معنی آن با “جواب سنگ کلوخ است” ۱۸۰ درجه فرق می کنه، والبته دیگه چقدر خطا!!
ماجرایی نبود از دید ما که قابل ادامه دادن باشه.یکی خوشش میاد بیاد خودشو ضایع کنه.
هنوز مونده تا منش حضرت علی(ع) رو بفهمیم.وقتی فهمیدید که کسی میاد پیش حضرت و اعتراف به گناه می کنه و حضرت نمی خواد طرف ضایع شه ردش می کنه میره،شما دیگه نباید بیای خودت،خودت و ضایع کنی. وگرنه اگه من می خواستم از سوتی های شماها بگم و بنویسم باید روزی ۱۰۰تا پست میدادم.
اینو هم بگم که می خواستم خیلی تند تر بنویسم،اما به خدا دلم نیومد.
و خداوند نبخشه کسی رو که الکی وقت کسی رو بی مورد و از رو نقص خودش میگیره در صورتی که هیچ چیز علمی یا مفیدی هم رد و بدل نمیشه.(همه می دونن که من اصلا حوصله این جور پست دادن هایی رو ندارم.)
ما رو باش رو دوستان و همکلاسیامون چه حسابی باز می کنیم.خدا کنه بقیه مثل ایشون نباشن(نمی دونستم همه خنده هاش الکیه و کلا جدی می گیره)
بدرود.
بعضی وقت ها آدما بدون فکر و لحظه ای کاری می کنند که بعدش پشیمون میشن. ما هم فوقش خیلی دیگه با هم باشیم یک الی دوسال دیگه است ، پس بهتره کاری نکنیم که خاطره ی بدی از کسی در ذهن دیگری بمونه. به نظر من دو طرف باید به کارشون فکر کنن! بعضی مسائل ممکنه برای شخصی شوخی و برای شخص دیگری خیلی مهم باشه…. پس بهتره قبل از هر کاری خوب فکر کنیم.(به هر دوتون گفتم)
MJHeidari پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ ۴:۵۱ ب.ظ:
چشم!ولی کسی که جنبه شوخی نداره،نباید اصلا شوخی کنه.
قضیه هم البته مهم نیست، میگذره درست میشه.
دیدگاه by اسممو نمیگم! — اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۹ @ ۳:۴۶ ب.ظ