اردویی بدون عاقبت
سلام
چند ساعتی هست که از نمایشگاه کتاب رسیدیم و من بعد چرت های پی در پی الان وقت پست نوشتن دارم.
بد نبود،خوب هم نبود.قضیه کارت خرید کتاب دانشجویی هم که شده بود فحش خوری واسه مسئولین نمایشگاه.کتاب های خوبی هم واسه خرید نبود.کتاب هایی بسیار بی محتوا که ترغیبم میکرد به کتاب نویسی;)
اردو خوبی بود اما واسه من که با خیر تموم نشد.میگن دعا کنیم عاقبت به خیر شیم واسه همین طور مواقع هم هست.ممکنه تو ۱دقیقه کلا همه چیز برگرده که برگشت و باز الان (همین الان) فهمیدم یه کار دیگه هم کردم که دوستان اشاره کردن که دقیقا نمیدونم چیه،انشالله که خدا ببخشه و رحمت شاملم بشه.البته خدا رو شکر که دوستانی به این خوبی داریم.بسی ممنون.
و یه موضوع دیگه که خودش پست جداگونه ای داشته باشه،ولی اینجا بگم بنظرم بهتره
یه جمله هست که “نیکی چو از حد بگذرد،نادان خیال بد برد”.همه چی میشخه ولی خب یه کم توضیح بد نیست.
مثلا یه نفر دائم هر چی که میشه رو می بخشه و مهربونی میکنه و رد میشه،اما طرف های مقابل خیال میکنن که ساده است و سو استفاده و…!یا مثلا وقتی در مورد کاری که مشخصه درست نیست چیزی نمیگی و برخورد نمی کنی تا آبرویی حفظ شه،طرف خیال به سرش میزنه و فکر کارهای خرابتری میوفته که آدم رو میندازه تو زحمت و بدگمانی و خلاصه گناه و … !
خوش باشید.التماس دعا
salam shyteto didam khastam bedoni amma hichi azash nafahmidam
دیدگاه by behnaz — بهمن ۲۳, ۱۳۹۰ @ ۱۰:۱۷ ب.ظ