سفری کوتاه و به یاد ماندنی

سلام

البته نمیشه اسمشو سفر گذاشت،حتی اردو هم نمیشه گذاشت ولی یکی از بهترین ها بود.
دیروز دعوت کنگره شهدای فارس(فرهنگی و دانش آموز) با پدر و مادر شهدای شهرمون رفتیم شیراز.واسه من که بسی خوب بود،تعجبم با وجودی که نه جک چرندی شنیدم و گفتم و … این سفر حسابی خوش گذشت.جا همگی سبز.

فقط موندم تو مدیریت این کنگره و مراسمشون و بقیه کارها.همه چیز بود اما مدیریت نبود.البته کنگره شهدای نی ریز که سال پیش بود هم همین جور.فقط کاش میدونستم برای این اجلاسیه(۶-۱۷ اردیبهشت) چند هزینه میشه :) اما بیخیالش من که کلی خندیدم.

تا ببینم اردو نمایشگاه کتاب میرم و اونجا هم خوبه یا نه.

بدرود.

۹ اردیبهشت

دلم نمیخواد سرم شلوغ باشه

سلام

سال نو همگی مبارک.انشالله که سال خوبی داشته باشید.

بنظرم امسال سال خوبی باشه یا حتی دهه خوبی،مسافرت ها که خوب بود،ولی اول سالی که بدشانسی عجیبی داشتم و البته به خیر گذشت.

خوب نیست اول سال پست دلخوری بدی،اما باید تمرین گربه در حجله کشتن کنم.

این قسمت پست یه جورایی با بقیه فرق داره و فقط خودم میدونم چرا،شاید شما هم بفهمید البته.

آدمایی وجود دارن مثل آفتاب پرست که دقت کنین چند رنگ و رو هستن،نه فقط دو رو.یعنی هرجایی همون جوری که به نفعشونه رفتار میکنن،اسمشو نمیدونم چی میزارن،شاید سیاست،که اگه واقعا به این افراد میگن باسیاست خیلی جالبه چون فک کنم به معنی باسیاست داخل دیکشنری اضاف میشه. ولی به نظر من به این آدما میگن ترسو،چون میترسن شخصیت اصلی خودشونو نشون بدن،میترسن خودشون باشن.به نظرم این که آدم خودش باشه خیلی مهمه.این جور آدما شاید تو زندگیشون موفق باشن ولی بعد از یه مدت دوستاشونو از خودشون دور میکنن،چون اونا میفهمن با همچین شخصیتی نمیشه صمیمی شد یا اصلا رابطه داشت،و همچین رابطه ای فقط باعث درگیری میشه.من که همچین شخصیت هایی رو قبول ندارم،شما رو نمیدونم.

داستانی بود که یه جاش گرگ میگفت و روباه می پرداخت(تفسیر می کرد).حوصله داستان گفتنشو الان ندارم،ولی باید خودتون دیگه بفهمید سر بقیه چی میاد با این اوضاع.حالا این شده قضیه بعضی از دوستان ما.اولی یه چیزی میگه،دومی هم واسه خودش تفسیر و تایید میکنه،رحمی هم به دوستش نمی کنه.بع بع ای هم که مشغول خوردن و سرش شلوغ!!

۱۸ فروردین
Powered by Olark